واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
698
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
خويشتن را « مخلص » ( دوست واقعى ) مىخواند - همچنانكه در نامههاى ارسالى به امراى كوچك خراسان خود را چنين مىخوانده « 1 » و حال آنكه آتسز در دو نامه به سنجر خود را « بنده » مىناميده . پس از مرگ سنجر ، غياث الدين محمد بن محمود امير عراق ( 548 تا 554 هجرى ) نوادهء ملكشاه رياست دودمان سلجوقيان را داشته . وى نيز رسولانى به نزد ايل ارسلان فرستاده به وى اطلاع داد كه مىخواهد با لشكريان خويش به مشرق حركت كند . علل و اسباب بسيار مانع از اجراى اين نيت وى بوده و از آن جمله و بيش از همه خصومتى بوده كه ميان سلطان و خليفه وجود داشته و قدرت غير روحانى خليفه پس از مرگ سلطان مسعود سلجوقى ( سال 547 هجرى ) مجددا برقرار و احياء شده بوده . ايل ارسلان نيز از قبل خود نيت سلطان را كاملا صواب دانست و حتى ما بين وى و حكومت بغداد وساطت كرد . در نامهاى كه خوارزمشاه خطاب به وزير خليفه مقتفى ( 531 تا 555 هجرى ) نوشته « 2 » گفته شده است ، كه فقط سلطان محمد ممكن است خراسان را از دست راهزنان و ماوراء النهر را از شر كفّار نجات دهد و اهالى آن حدود با ناشكيبائى چشم به راه ورود او مىباشند و در چنين وقتى دولت خليفه مىبايد دشمنى خويش را به سلطان فراموش كند و به وى مساعدت نمايد - به ويژه كه دشمنى فى ما بين
--> ( 1 ) - « متون » ، ص 27 ، 33 ( انشاء ) ، به احتمال قوى نامهء نخستين كه خوارزمشاه شكايت مىكند كه محمود پس از جلوس بر تخت نخست براى او نامه ننوشته مربوط به زمان آتسز است كه سنجر اسير بوده و كلمات « پس از مرگ سلطان » را نساخ اشتباها از خود افزوده . ( 2 ) - همانجا ، ص 32 - 30 ( انشاء ) ، 70 ( از « خريدة القصر و جريدة العصر » عماد الدين محمد اصفهانى ) .